اگر هنوز وبلاگم را می خوانید ! (مریم)
من هنوز زنده هستم.
من هنوز نفس می کشم.
من معترض هستم.
من ایستاده ام پس! من هستم.
زمانی است طولانی بود من نبودم.
از همه کسانی که این چهار هزار دیدگاه تایید نشده را ارسال کردند هم ممنونم مخصوصا از طرفداران احمدی نژاد لعنت الله . که به خوبی شخصیت خود را نشان می دهند، به خوبی در جبه باطل بودن خود را به رخ می کشند! چرا به رخ می کشید؟ نیازی به فحش نیست، ما خود جهالت، نادانی این عده اندک آگاهیم.
و از سپاه رضایت دارم، زیرا به خوبی با رفتارهایی که نشان می دهد به ما می فهماند که هول هول به قدرت رسیده اند و جنایت کرده اند.. و به قول شاعری :
باده پر خوردن و نشستن سهل است گر به قدرت رسیدی مست نگردیدی مردی
نه تنها مست شدن اند، که کر و کور هم شده اند، قدرت آنان را سخت از خود بی خود کرده است، و با داشتن یک بیمار روانی کودتایی، که سخنور سفسطه اندیش باشد، می شود همه جنایت ها را پوشاند. همه جنابت هایی که شما و ما آنان را در کتاب های ممنوعه خوانده ایم!
اگر جنایت ها را نخوانده اید شروع کنید و در گول جستجو کنید : کتاب خوب نگاه کنید راستکی است
Add comment نوامبر 2, 2009
سیلی فرمانده سپاه به گوش جانباز پاسداری که پسرش را کشته اند
سیلی فرمانده سپاه به گوش جانباز پاسداری که پسرش را کشته اند
Or
http://www.mardomak.ws/videos/44563/
Download link:
http://www.4shared-china.com/file/132649593/ca5f80d6/a_revolutionary_guard_slaps_father_of_martyr.html
در این ویدئو فردی که میگوید از نیروهای سابق سپاه بوده و سابقه جانبازی در جنگ را دارد نسبت به وقایع اخیر در حضور یک فرد روحانی اعتراض میکند.
در واکنش به این اعتراض، سرتیپ عبدالله عراقی، فرمانده سپاه محمد رسولالله تهران که در کنار یک مرد روحانی نشسته است، واکنش نشان داده و به فرد جانباز حمله میکند و به گوش او سیلی میزند.
متن گفتوگوی رد و بدل شده در ویدئو:
جانباز: پسرم را کشته اند ، بعد هرچه می گویم کسی جواب نمی دهد. مدام تهدیدم می کنند و اراذل را سراغم می فرستند. امنیت جانی ندارم ، اگر کشته بشم ، مسولش آقای عراقیه . ۴۰ درصد جانبازم ، ۲۸ تو سپاه خدمت کردم اما اینها دارن از یه قاتل حمایت می کنن. درد من اینه ، چرا تو سپاه پاسداران از قاتل حمایت کنن ، و رسما به آدم توهین کنند. ایشان به من می گه غلط کردی پیگیری کردی ، هر غلطی دلت می خواد بکن …
سرتیپ عبدالله عراقی: تو برو شکایتت رو بکن … تو مجلسش هم باهات میایم ، برو شکایتت رو بکن. طرف اولاد پیغمبره ،
جانباز :چی اولاد پیغمبره ، قاتله
سرتیپ عبدالله عراقی : مرد بودی رضایت می دادی .
جانباز: چرا رضایت بدم بچه ام رو کشته
سرتیپ عبدالله عراقی : عزت خودت می رفت بالا
جانباز: بچه خودت بود رضایت می دادی ؟ چه توقع بیخودی ؟ من برای خدا انقلاب کردم ، من حکم خدا رو اجرا کردم ، برای چی می گی رضایت بده
سرتیپ عبدالله عراقی : چی می گی
جانباز: تو برای چی به من می گی اگر مرد بودی رضایت می دادی ؟ تو مرد نیستی !
سرتیپ عبدالله عراقی بلند می شود و فرد جانباز را می زند
Add comment سپتامبر 17, 2009
عباسپور: در مورد مدرک رحیمی اظهارنظر نمیکنم

پارلماننیوز: رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس حاضر به اظهار نظر درباره شبهات مطرح در مورد مدرک دکترای محمدرضا رحیمی معاون اول احمدینژاد نشد.
علی عباسپور در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس«پارلماننیوز»، در پاسخ به این سئوال که در زمانیکه مدرک تحصیلی کردان تکذیب شد برخی از نمایندگان از جمله علیرضا زاکانی عنوان کردند، دوقلوی مدرک جعلی کردان را رحیمی دارد گفت:«در این مورد نمیخواهم اظهار نظر کنم.»
وی در پاسخ به این سئوال که اگر اثبات شود مدرک دکترای رحیمی همچون کردان جعلی است او میتواند معاون اول باشد گفت:« برای معاون اولی مدرک تحصیلی خاصی درج نشده است.»
رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات در پاسخ به این سئوال که اثبات جعلی بودن مدرک تحصیلی معاون اول در افکار عمومی تاثیر منفی ندارد؟ گفت:« اجازه بدهید من اظهارنظر نکنم.»
در ابتدای مجلس هشتم هنگام استیضاح علی کردان وزیر کشور احمدی نژاد به دلیل ارائه مدرک جعلی دکترا از دانشگاه کردان برخی از اصولگرایان از جمله علیرضا زاکانی و الیاس نادران تاکید کردند، دوقلوی مدرک جعلی کردان در اختیار محمدرضا رحیمی است.از آن زمان سئوالی درباره مدرک تحصیلی رحیمی که سمت معاونت حقوقی و پارلمانی احمدی نژاد را برعهده داشت در مجلس مطرح شد. مدرک تحصیلی رحیمی یک بار دیگر در هفته گذشته در مجلس با تذکر نادران مورد توجه قرار گرفت.
الیاس نادران در پایان جلسه علنی روز یکشنبه مجلس با استناد به مواد 33، 17 و 23 آیین نامه داخلی مجلس اظهار داشت:«یک سال پیش در خصوص اینکه در دفترچه محرمانه دولت برای آقای رحیمی ذکر عنوان دکترای حقوق شده بود، تذکری به رئیس جلسه دادم که ایشان قول بررسی دادند.»
وی افزود:«علت اینکه مجدداً این تذکر را مطرح میکنم این است که برگهای دریافت کردم که موسسه فرهنگی – آموزشی زبان سرا در تاریخ 20/6/78 متنی را مبنی بر اعطای عنوان دکترای افتخاری از آکسفورد تنظیم کرده و دست خط آن متن را تصحیح کرده است که بنده با واسطهای از آقای رحیمی سئوال کردم که این دست خط خودشان است یا خیر که ایشان هیچ توضیحی ندادند.»
این نماینده تهران با اشاره به تاکید رئیس جمهور در زمان استیضاح کردان وزیر سابق کشور که گفت مدارک مسئولان باید بررسی شود تصریح کرد:«برای ما نیز به عنوان نمایندگان مردم باید بالاخره روشن شود که این آقایان آیا دکترا دارند یا ندارند، اگر دارند مسئله منتفی شود ولی اگر ندارند باید نسبت به این مسئولان اجرایی جدیتر برخورد شود.»
Add comment سپتامبر 14, 2009
ادامه دیدار علمای برجسته با آیتالله صافی گلپایگانی
لماننیوز: در شبهای ماه مبارك رمضان جمعی از علماء و روحانیون با حضور در دفتر آیت الله صافی با این مرجع تقلید دیدار كردند و مطالب و مباحث مختلف اعتقادی، حوزوی و مملكتی را مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی آیتالله صافی گلپایگانی، این مرجع تقلید نیز در این دیدارها توصیهها و ارشادات مهمی را پیرامون این مباحث ارائه كرد.
آیات و حجج اسلام سید علی میلانی، علوی بروجردی، مقتدایی، حسینی بوشهری( نائب رئیس شورای مدیریت حوزه)، غروی ( عضو جامعه مدرسین)، ابوترابی( نائب رئیس مجلس شورای اسلامی) و جمعی از اعضای جامعه مدرسین از جمله این افراد بودند.
همچنین حجتالاسلام و المسلمین شهرستانی( نماینده آیت الله العظمی سیستانی)، حجتالاسلام و المسلمین سید ریاض حكیم(فرزند آیت الله العظمی سید سعید حكیم)، حجت الاسلام و المسلمین تبریزی( فرزند آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی)، حجت الاسلام و المسلمین روحانی ( فرزند آیت الله العظمی روحانی) و حجتالاسلام و المسلمین غروی ( فرزند آیت الله العظمی شهید غروی) نیز به طور جداگانه با مرجع عالی قدر دیدار كردند.
Add comment سپتامبر 14, 2009
کروبی وارد مجلس شورای اسلامی شد

پارلماننیوز: دقایقی پیش مهدی کروبی برای برگزاری نشستی مشترک با علی لاریجانی وارد مجلس شورای اسلامی شد.
قدرت الله علیخانی که دبیرکل حزب اعتماد ملی را همراهی میکرد به خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، گفت:« این جلسه قرار است با حضور آقایان کروبی، لاریجانی و بنده برگزار شود.»
به گفته وی، این جلسه، شب گذشته به درخواست علی لاریجانی تنظیم شده است.
اطلاعات تکمیلی در خصوص این جلسه تا ساعتی دیگر در پارلماننیوز منتشر میشود.
Add comment سپتامبر 14, 2009
نامه سرگشاده عبدالکریم سروش به خامنه ای رهبر لعنت الله
جشن زوال استبداد دینی
عبدالکریم سروش
عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.
صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.
قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند
وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.
چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.
شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.
آقای خامنه ای،
که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟ ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده
وصال دولت بیدار ترسمت ندهند که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده
درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. “زان یار دلنوازم شکری است با شکایت.” نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که “حرمت نظام هتک شد” و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید.
شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانها ی دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند.
“پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن،” قصه جمهوری ولایی شما بود. و اینک خدا را شکر که پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده کردند.
آقای خامنه ای،
می دانم که روزهای تلخ و سختی را می گذارنید. خطا کرده اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید. از حق بودن و فضیلت بودنش بگذرید. آن را برای رسیدن به حکومتی کامیاب به کار گیرید. این را که می خواهید؟. چرا شیپور را از سر گشاد می زنید؟ چرا میان مردم عسسان و خفیه نویسان و جاسوسان می گمارید تا ضمیر آنان را بخوانند یا به حیله و ترفند، سخنی از زیر زبانشان بکشند، و راست و دروغ و نارس و ناقص بشما گزارش دهند؟ مطبوعات را، احزاب را، انجمن ها را، ناقدان را، مفسران را، معلمان را، نویسندگان را … آزاد بگذارید ، مردم به صد زبان حکایت خود را آشکارا خواهند گفت و پنجره های خبر و نظر را بر روی شما خواهند گشود وشمارا در تدبیر ملک وتنظیم نظام یاری خواهند کرد. مطبوعات را خفه نکنید. آنها ریه های جامعه اند. اما شما از بیراهه و کژراهه رفتید. و اینک در طلسم تهلکه ای افتاده اید و قربانی نظام بسته ای شده اید که دیرگاهیست خود آن را آفریده اید، که نه نقد در آن می روید نه نظر، نه علم نه خبر. گمان می کنید با خواندن بولتن های محرمانه و گوش کردن به مشاوران گوش به فرمان، خبرهای کامل و جامع را به چنگ می آورید. اما هم انتخاب خاتمی هم انتخاب سبز موسوی باید به شما نموده باشد که افیون استغنا وافسون استبداد، زیرکی و دانایی را از شما ستانده است. و اینک برای جبران آن گناه ناشی از جهل ناشی از استبداد، دست به ارتکاب گناهان بزرگتر می زنید. و خون را به خون می شوئید مگر طهارتی حاصل کنید.
خیانت و تقلب کم بود دست به قتل و جنایت بردید، خیانت و جنایت بس نبود تجاوز به زندانیان را بر آن افزودید، قتل و تجاوز و تقلب هنوز کم بود تهمت های جاسوسی و ناموسی را هم بر آن اضافه کردید. درویشان و روحانیان و نویسندگان و دانشجویان را هم امان ندادید و از دم تیغ گذراندید. عاقبت هم به جانیان و بانیان جایزه دادید و به ریش همه خندیدید و ریش سرباز بی نوایی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است!
از صبر خدا در شگفت بودم. می دانستم که
لطف حق با تو مداراها کند چونکه از حد بگذرد رسوا کند
می دانستم که مادران داغدار و پدران سوگوار در خفا می سوزند و می گریند و به زبان حال و قال با خدا می گویند:
ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا ( خداوندا ما را از این محیط پرستم نجات بخش وبرای ما یاوری بفرست.)
می دانستم که “چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است.” زندانها معبد بود و عابدان روز و شب در سجود، سقوط ولایت جایر را از خدا به دعا می خواستند (و می خواهند).
ندای آقا سلطان که به خاک شهادت افتاد و حنجره اش به گلوله ستم سوراخ شد به درگاه سلطان عالم نالیدم که بازهم ندای خلایق را نمی شنوی؟ چون عیسی بر صلیب گله کردم که “خدایا چرا ما را رها کرده ای”، مگر سیاهکاران را نمی بینی که سبزها را سرخ کرده اند، مگر عبوسان و ترش رویان را نمی نگری که شیرینی ها را تلخ کرده اند، سوختن خرمن امنیت و کرامت انسان را می نگری و ذلت اعتراف زندانیان و شوکت شریرانه ستمگران را می بینی و بازهم استغنا می ورزی؟
تا روزی که آن اقرار مجبورانه و مکروهانه یعنی آن کلمات سه گانه را شنیدم: “هتک حرمت نظام” ،که چون حدیث سرو و گل و لاله و چون ثلاثه غساله جان بخش بود. گویی کلمات آن خطیب نبود. کلمات تو بود خدایا که در خطابه جاری شد. دانستم که دست به کار اجابت شده ای و باد را فرمان داده ای تا آتش را به کشتزار فرومایگان ببرد. سجده کردم و سپاس گزاردم که
آفرین ها بر تو بادا ای خدا بنده خود را ز غم کردی جدا
آتشی زد او به کشت دیگران باد آتش را به کشت او بران
آقای خامنه ای،
می خواهم به شما بگویم دفتر ایام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است ، آبرویش به یغما رفته است و طشت رسوائیس از بام تاریخ افتاده است. کشف عورت شده است. خدا هم از شما رو گردان شده و ستاریت خود را باز گرفته است. آن دلیری ها که در کنج خلوت و در پرده تزویر می کردید فاش شده است. آه جگرسوختگان و جان باختگان و دهان دوختگان کارگر افتاده است و دامان و گریبان شما را سوخته است. خائفم که بگویم باب توبه هم به روی شما بسته شده است. شریعت هم از شما شفاعت نخواهد کرد که مشروعیت از شما گریخته است. ایران سبز از این پس دیگر آن ایران سیاه و ویران نیست. سبزی وسپیدی این جنبش به عنایت و اجابت الهی بر سیاهی جور شما پیشی گرفته است. خاک و آب و آتش و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا به فرمان خدا بر علیه شما بشورند.
سالها اعوان و انصار شما زیر چتر حمایت و ولایت شما چون شغالان گرسنه در پوستین خلق افتادند و امنیت و عدالت را از مردم ربودند، دهانشان را بستند، عزتشان را ستاندند، راحتشان را گرفتند، گلویشان را فشردند، خون در دل و اشک در چشمشان نشاندند، زهر قساوت را به آنان چشاندند و چون قومی اشغال شده به اسارتشان گرفتند، حقوقشان را پامال کردند، آزادیشان را به تاراج بردند، حرمتشان را شکستند، افکارشان را به سخره گرفتند، دینشان را وارونه کردند، کارخانه مقدس تراشی تراشیدند، و به نام دین خرافه فروختند، کامشان را تلخ و روزشان را شب کردند، دست خیانت در صندوق آراء شان گشودند، و پای اهانت بر کرامتشان نهادند، دانشگاه ها را به دست جهال سپردند، و بیت الاحزانی بنام صدا و سیما را از دروغ و تهمت انباشتند، و درس غلامی و غمناکی به مردم دادند. نظر حرام نمودند و خون خلق حلال، اجتماعات دروغین و گزاف بر پا کردند، و لاف زنان به مردم دنیا فروختند که همگان عاشقان سینه چاک نظام ولایتند. در زندانها و قتلگاه ها از قتل و تجاوز و تعدی و ضرب و شتم و جرح و شکنجه آن کردند که مغولان نکردند، شرع و قانون را زیر پا گذاشتند، و علم جهل و تعصب برافراشتند، نادانان را بر کشیدند و دانایان را فروکوفتند، لذت را از جوانان و حرمت را از پیران دریغ داشتند، آیت الله های رنگین ساختند و فتاوای سنگین از آنان گرفتند تا نویسندگان و ناقدان را به طناب توحش خفه کنند و به ساطور سبعیت بند از بند بگشایند، در پی مالیخولیای دشمن ستیزی هر روز مهلکه ای و معرکه ای تراشیدند و جمعی را به بند کشیدند، و اقاریر مضحک بر زبانشان نهادند و کیفرهای مهلک بر جانشان.عمله استبدادنظامی و قضایی بیداد را به نهایت رساندند، گویی نظام قسم خورده بود که از صدام و حجاج چیزی کم نیاورد.
این مکرهای سرد و رندی های واژگونه و زیرکی های ابلهانه، و ستم های آشکار و نهان و زور و تزویر های گران و حق کشی ها و آدم کشی ها و تقلب ها و تخلف های پر عفونت ودراز مدت ، آتشی در وجدان رعیت افروخت که کاشانه ولایت را بسوخت. آن اعتراض پس از انتخابات نه “رزمایش” بود، نه” فتنه” و نه” مسجد ضرار” (که دارالضرب شما هر روز مهری بر آن می زند)، بل طغیان و غلیان غیرت بود بر علیه غارت. وجدانهای بیدار، بر رای خود، بر انتخاب خود، بر حقوق شهروندی خود، بر آزادی اندیشه خود، غیرت ورزیدند و بر غارتگران رای و حقوق و آزادی، آرام و متین شوریدند. دزدان سراسیمه بر خود پیچیدند،ولی ما صدای خنده خدا را شنیدیم که در فضا پیچید. او از ما راضی بود. دعای ما را شنید و جانیان و بانیان را رسوا کرد. مرگ ترانه (موسوی)، ترانه مرگ استبداد بود.
آقای خامنه ای،
بارها حافظان ،حکام جائر زمانه را بزبان رمز موعظه کردند که:
با دعای شب خیزان ای شکر دهان مستیز در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی
و گفتند:
مکن که کوکبه دلبری شکسته شود چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند
نشنیدند و عاقبتشان را شنیدی.
جنبش سبز برای آفریدن ایرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است. چون شجره طیبه ای که پایی در زمین و سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است (اصلها ثابت و فرعها فی السماء – سوره ابراهیم). این جنبش شهید سبز خود، شعر و شاعر سبز خود، ادب و هنر و گوینده و گفتمان سبز خود را پیدا کرده است. محصول بیست سال جهاد فرهنگی و دردمندانه روشنگران و پیکارگران عرصه سیاست و فرهنگ است. بیهوده می کوشید با نظامی گری و انوری پروری به سبک سلطان سنجر و سلطان محمود آن را در هم بشکنید. خود را مگر بشکنید.
این نه آن شیر است کز وی جان بری یا ز پنجه قهر او ایمان بری
فرو ریختن رعب رعیت و زوال مشروعیت ولایت بزرگترین دستاورد شورش غیرت بر غارت بود و شیر خفته شجاعت و مقاومت را بیدار کرد. نه تطاول نظامیان نه تجاوز حرامیان،نه خاک افشاندن در چشم مروت نه باد افکندن درآستین ژنده قدرت، نه تکیه بر سبعیت حیوانی نه حمله به علوم انسانی، نه مداحی مداحان مزدور نه شاعری شعر فروشان کم شعور ،هیچکدام قامت مقاومت را خم نخواهند کرد. استبداد دینی رسوای کفر و دین شده است. و در مزرع سبز جنبش هنگام دروی آن رسیده است. ما این را به دعا از خدا خواسته ایم وخدا با ماست.
برگشتن بخت و روزگار شاهدی شیرین تر از این ندارد که عیدهای شما همه عزا شده است. و هر چه روزی شما را می خنداند اینک می گریاند و می لرزاند. دانشگاهی که می خواستید به پابوس شما بیاید، اکنون به کابوس شما بدل شده است. تظاهرات خیابانی، اجتماعات آئینی، رمضان و محرم ،حج و روضه و ماتم همه برای شما نماد نحوست شده اند و به زیان شما روان می شوند.
ما نسل کامکاری هستیم.ما زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت. جامعه ای اخلاقی و حکومتی فرادینی طالع تابناک مردم سبز ماست.
ما آزادی را ارج خواهیم نهاد و قدر خواهیم دانست، همان آزادی که شما به آن ظلم کردید و قدرش را ندانستید و اکنون مظلمه اش را می برید. فاشیسم مشربان به شما فروختند که آزادی یعنی بوالهوسی و اباحی گری و لاابالی روشی. و ندانستید که شفای امراض مهلک نظام شما در این خجسته آزادی است. بی جهت بدنبال مفسدان اقتصادی می گردید (که در آن هم عزمی و جدیتی نیست). اگر مطبوعات را آزاد می گذاشتید، فسادها را رو می کردند و مفسدان جرات فساد نمی کردند. می گذاشتید نقد شما را بگویند تا شما هم به ورطه استبداد رای و نخوت شوکت و فساد قدرت در نمی افتادید. می گذاشتید سخن راستین مردم را با شما در میان بگذارند تا مستی بی خبری از سرتان بپرد. آنها مدارس میهن اند، نه “پایگاه دشمن.” و چه باک که درهای مدارس باز باشد و شما هم در آن شاگردی کنید.
ما دیانت را هم ارج خواهیم نهاد، همانکه شما آن را بازیچه مصالح قدرت خواستید و بنام آن درس غلامی و غمناکی به مردم دادید و ندانستید که شادی و آزادی با ایمان راستین همپیمانند و اجبار فقیهانه، حریت مومنانه را می ستاند و قدرت شریعت مدار هم قدرت و هم شریعت را فاسد می سازد. حکومت بر مردمی شاد و آزاد و آگاه و چالاک افتخار دارد نه رعیتی دربند و غمناک.
*************
با خود می گویم برای که اینها را می نویسم؟ برای نظامی که بخت از او برگشته و آب از سرش گذشته وتشنه در سراب مانده وخیمه بر خراب زده و چشم نجابتش بسته و ستون صلابتش شکسته و از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوائیش از بام افتاده است؟ و آنگاه به یاد می آورم کلام خالق سبحان را در ذکر حکیم که:
و اذ قالت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلکم او معذبهم عذابا شدیدا قالوا معذره الی ربکم و لعلهم یتقون (آنان پرسیدند چرا کسانی را موعظه می کنید که خدا قطعا هلاک و عذابشان خواهد کرد، موعظه گران گفتند عذری است تا خدا ما را به گناه آنان نگیرد، شاید هم پند ما در آنان درگیرد – سوره اعراف 164)
بارخدایا تو گواه باش، من که عمری درد دین داشته ام و درس دین داده ام. از بیداد این نظام استبداد آئین برائت می جویم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده ام از تو پوزش و آمرزش می طلبم.
ای خدای خرد و فضیلت! به صدق سینه مردان راستگو و به آب دیده پیران پارسا دعای ما را هم با دعای سحرخیزان و روزه داران و عابدان و صالحان همراه کن و شکوه دردمندانه ما را بشنو و بر سینه های بریان و چشم های گریان ستمدیدگان رحمت آور و بیش از این خلقی را پریشان و خروشان مپسند. دوستان خود را به دست دشمنان مسپار و خرد و فضیلت را از اسارت این نامردمان به در آر
. باد را بگو تا خیمه استبداد را بر کند و آتش را بگو تا ریشه بیداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق کند و خاک را بگو تا قارون ها را در خود کشد. ابرها وباران ها را بگو تا رحمت و عدالت و شادی و شفقت بر این قوم مظلوم محروم ببارند و خارزار رذیلت ظالمان را به گلزار فضیلت عادلان بدل کنند.
آب و دریا ای خداوند آن توست باد و آتش جمله در فرمان توست
گر تو خواهی آتش آب خوش شود ور نخواهی آب هم آتش شود
تو بزن یا ربنا آب طهور تا شود این نار عالم جمله نور
رمضان مبارک 1430 قمری
شهریور 1388 شمسی
عبدالکریم سروش
4 comments سپتامبر 11, 2009
طالقانی:چه شیعهای هستند كه مراسم عزاداری امیرالمومنین را نیز لغو میكنند؟
دبیركل جامعه زنان انقلاب اسلامی با انتقاد از لغو مراسم شب های احیاء در حرم امام(ره) تاكید كرد: این عمل هیچ توجیه عقلانی، قانونی و شرعی ندارد، ولو اینكه سخنران مراسم در مخالفت با بخشی از حاكمیت سخن بگوید. ادامه ی مطلب…
2 comments سپتامبر 7, 2009
برکناری 40 سفیر جمهوری اسلامی در یک روز به اتهام حمایت از اعتراضات مردمی
شبکه جنبش راه سبز(جرس): 40 نفر از سفرای ایران در کشورهای مختلف به طور همزمان از کار برکنار شدند.
خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران، خبر داد که به طور همزمان 40 تن از سفرای جمهوری اسلامی به عنوان اولین گام از آنچه محمود احمدی نژاد «اصلاحات بنیادی در وزارت امور خارجه» نامیده از سمت خود برکنار شدند، و روز دو شنبه حکم برکناری آن ها ابلاغ شده است.
تیم احمدی نژاد اتهام سفرای برکنار شده را «حمایت از آشوبگران» عنوان و ادعا کرده که در جریان اعتراضات اخیر برخی از سفرای جمهوری اسلامی رسما از معترضان حمایت کرده اند.»
این خبرگزاری حامی دولت بر آمده از کودتا تاکید کرد«قرار است به جاي اين افراد سفراي جديدي از كارشناسان معتقد به مباني انقلاب در سفارتخانه هاي ايران حضور پیدا کنند.»
تیم احمدی نژاد اعلام کرده که در نظر دارد تا 80 سفیر را برکنار کند ولی غیر از 40 سفیری که روز دوشنبه 9 شهریور برکنار شدند، بقیه سفرای جمهوری اسلامی تحت عنوان «بازنشسته نمودن افرادي كه دوره خدمتي آنها سپري شده است» در ماه های آینده از سمت خود برکنار خواهند شد
2 comments سپتامبر 4, 2009
سعیده پورآقایی قربانی جنایت لباس شخصیها
افشای نام و نشان یکی شهدایی که مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شد
http://www.mowjcamp.org/article/id/24124
اطلاعات جدیدی دربارهی یک شهید گمنام جنبش سبز از دو روز قبل به «موج سبز آزادی» رسید که در این دو روز جزئیات آن را مورد بررسی قرار دادیم و از صحت آن مطمئن شدیم. این خبر دردناک حاکی از آن است که یک دختر دیگر، همچون «ترانه موسوی»، قربانی جنایتپیشگی برخی بسیجیان شده و پس از آن هم جنازهی وی با اسید سوزانده شده و در نهایت بدون حضور خانوادهاش به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. جالب است؛ تقدیر این بوده که خبر این جنایت، درست در روزی منتشر شود که دولت کودتا نمایش تشکیل کابینه را در دستور کار دارد؛ دولتی که بیاغراق با خونریزی و جنایت بر سرکار آمده است. ادامه ی مطلب…
3 comments آگوست 31, 2009
به نام خدای ابوذر. خدای تنهایان
نوشتههای تازه
- اگر هنوز وبلاگم را می خوانید ! (مریم)
- تصاویر و عکس های راه پیمایی روز قدس
- سیلی فرمانده سپاه به گوش جانباز پاسداری که پسرش را کشته اند
- عباسپور: در مورد مدرک رحیمی اظهارنظر نمیکنم
- ادامه دیدار علمای برجسته با آیتالله صافی گلپایگانی
آخرین اخبار انتخابات در ایمیل شما
برترین مطالب
- عکس های درگیری دیروز تهران 30خرداد
- شاید که این مجتبی خامنه ای باشد!
- 19تير تجاوز به دختر دانشجو در دانشگاه آزاد اراک
- سیلی فرمانده سپاه به گوش جانباز پاسداری که پسرش را کشته اند
- تصاویر جنایت های انتخابات در جمهوری به ظاهر اسلامی ایران | زنده باد بر کروبی
- یکی از لباس شخصی های باطل
- عکس شهید ندا سلطانی
- عکس احمدی نژاد لعنت الله - هاشمی آیت الله
- دانلود فیلم شهادت ندا، شهید راه آزادی در درگیری شنبه تهران
- عکس: حتی مرد را هم جای دختر...
فروشگاه ایترنتی
- مشکلی هست! خوراک در دسترس نیست. دوباره تلاش کنید.

